عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

452

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و اين ادب بياموخت ، تا چون ماعز بن مالك بر وى آمد ، و اقرار داد بفاحشه ، رسول خدا بهانه‌ها فرا پيش ميآورد ، و او را از سر آن فرا ميداشت . و در خبر است كه اول ماعز گفت : يا رسول اللَّه طهّرنى ، مرا پاك گردان . رسول گفت : برو اى ماعز استغفار و توبه كن . ماعز ساعتى رفت ، باز آمد ، و همان سخن گفت . رسول همان جواب داد . تا سه بار برفت . چهارم بار كه باز آمد ، رسول خدا گفت : ترا از چه پاك كنم ؟ ماعز گفت : از زنا . ديگر بار رسول ( ص ) واسر « 1 » بهانه شد ، گفت : مگر ديوانه است اين مرد ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ديوانه نيست . گفت : مگر خمر خورده است ، و مست شده ؟ يكى را گفت : بنگر تا خود از وى بوى خمر آيد يا نه ؟ گفتند : نه . آن گه رسول گفت : يا ماعز زنا كردى ؟ ماعز گفت : آرى . رسول گفت : بنگر مگر كه نظرى كردى ، يا بدست پاسيده‌اى « 2 » ، يا دهن داده‌اى ؟ گفت : نه ، يا رسول اللَّه . پس ديگر بار بزنا اقرار داد . پس رسول خدا بفرمود تا وى را رجم كردند . آن گه ياران را گفت : استغفروا لماعز بن مالك لقد تاب توبة لو قسمت بين امّة لوسعتهم . با اينهمه آورده‌اند كه : بار خداى عالم آن سوخته را در سرّ بشنوانيد كه يا ماعز ! ندانسته بودى كه ما رسول ، تنفيذ احكام شرع را فرستاديم ، و حاكم مملكت كرديم ، چون نزديك وى شدى وى اندر حكم كردن و حدّ راندن تقصير نكند ، كه قلم شرع به دو داده‌ايم . آن گه بدرگاه او شدى ترا رجم كرد ، چرا بدرگاه من نيامدى تا توبت تو پذيرفتمى ، و گناهت در گذاشتمى ؟ ! فانّى أنا الغفور الرّءوف ! إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ الآية - توبت نشان راه است ، و سالار بار ، و كليد گنج ، و شفيع وصال ، و سر همه شادى ، و مايهء آزادى . اول پشيمانى در دل است ، پس عذر بر زبان ، پس بريدن از بدى و بدان ! در خبر مىآيد كه ره كه توبه كند و رفيقان بد بنگذارد ، تائب نيست . هر كه توبه كند و

--> ( 1 ) - واسر با سر ، بسر . ( 2 ) - نسخه ج : يا سيده‌اى .